تاکنون راه های زیادی برای تحلیل و تشریح رسانه ها ارائه شده است.برخی از این راه کارها نسبت به محتوای آنچه در رسانه ها ارائه می شود واکنش نشان داده اند و برخی نیز اهمیت بیشتری را برای خود رسانه قائل شده اند.گاه نیز محتوا را متناسب با ویزگی رسانه در نظر گرفته اند.به نظر می رسد که راه سوم معقولانه تر می تواند ما را در فهم آنچه رسانه ها ارائه می کنند یاری رساند.در کنار این امر دسته بندی های بسیاری از معیارهایی راکه بر اساس آن محتوای رسانه ها را می توان تحلیل و تشریح کرد پسشنهاد شده است که من در اینجا قصد دارم که بر اساس معیارهای تفکر نقطه ایی تفکر خطی سطحی فکر کردن تفکر حجمی و تفکر فراحجمی به تحلیل یکی از سر مقاله های روزنامه ایران بپردازم. این سرمقاله در مورد نشتس شورای امنیت جهت صدور قطعنامه برعلیه ایران به غلت عدم تعلیق غنی سازی ایران در مورد انرزی هسته ایی می باشد.این تحلیل با توجه با معیارهای بالا و همچنین ویزگیهای خود رسانه(روزنامه)می باشد که محدودیتها و قالب های خاص خود را بر نوشتار تحمیل میکند.
1)تفکر نقطه ایی:ریز است و قدرت وصل کردن متغیرها را به یکدیگر ندارد.به عبارت دیگر در اینگونه تفکر ما فقط متغیرهایی را اعلام می کنیم و رابطه بین این متغیرها بررسی نمی شود.این نوع تفکر نمی تواند ما را به کلیت آنچه رخ داده است یا وجود دارد برساند.این شکل از تفکر را می توان با بیانی که در "خبرهای محض" در روزنامه ها به کار برده می شود مطابق دانست که بصورت جزیی به برخی از اجزای خبر(کی؟کجا؟چه؟و چه وقت؟)می پردازد .این اخبار معمولا به خبرهایی گفته می شود که که به علت اهمیت زمان در آنها باید هر چه سریع تر درج شودو معمولا به علت زمان کم فرصت رسیدگی به جزئیات آن نمی باشد.در سرمقاله روزنامه ایران با وجود طولانی بودن مطلب و قرار گرفتن آن در سرمقاله روزنامه خبر به قسمت هایی تقسیم شده است که در اکثر قسمت ها فقط به صورتی جزیی به موضوع پرداخته است .برای مثال در سخنان سفیر اندونزی فقط به صورتی جزیی به اظهارات وی در این نشست اشاره شده است و به مواضع قبلی وی در مورد پرونده هسته ایی ایران اشاره ایی نشده است.
2)تفکر خطی:این دیدگاه مقداری عمیق تر و انعطاف پذیرتر عمل می کند و متغیر ها را به گونه ایی خطی تحلیل می کند .به این معنا که رابطه بین متغیرها را به طورت خطی نشان می دهد.هر چند که در این دیدگاه رابطه بین متغیرها نشان داده شده است اما صرفا در حد برخی متغیرها محدود می ماند و به عمق موضوع و رابطه بین آنچه اکنون رخ داده با گذشته نمی پردازد.این نوع از بیان را می توان در گزارشهای خبری مشاهده کرد که بعد از درج خبر اصلی (خبر محض)فرصت بیشتری برای پرداختن به جزییات در اختیار است.این نو ع بیان را می توان در قسمتی از گزارش که در آن دیپلمات های عرب که به نقل از البرادعی از فشارهای انگلیس و آمریکا برای مخدوش کردن گزارش آزانس سخن می گویند ملاحظه کرد که ظاهرا این سخن از البرادعی موجب ناراحتی دیپلماتهای عرب مسلمان و آسیایی را فراهم آورده است.این نوع نگاه به مسائل هم نمی تواند ما را در فهم درست از آنچه رخ داده است یاری رساند.
3)سطحی فکر کردن:سطح یک ماجرا را به ما نشان می دهد.این دیدگاه قدرت تحلیل بیشتری از موارد قبلی دارد.ما یک معلوماتی داریم که از این معلومات برای کشف آنچه مجهول است مورد استفاده قرار می گیرد.ایراد اساسی این نوع دیدگاه عدم توجه به گذشته و تاریخچه موضوع می باشد.به عبارت دیگر در این دیدگاه بیشتر به رویدادها توجه می شود تا فرآیندها.و آنچه را که اکنون رخ داده است بدون توجه به گذشته و سابقه آن نقل می کند.این نوع بیان را میتوان در گزارش های تحلیلی و تشریح یافت.این شیوه از گزارش در قسمت های از سرمقاله روزنامه ایران دیده می شود.از موارد آن می توان به اظهارات سفیر روسیه در قبال گزارش آزانس و یا تقدیر چین از ایران به خاطر همکاری ایران با آزانس هسته ایی نام برد.اما در این مقاله به تحریم های قبلی شورای امنیت در قبال ایران اشاره ایی نداشته است.و حتی آنجا که آفریقای جنوبی اعلام می دارد که دلایل ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت رفع شده است از ذکر تاریخچه ایی درباره علل ارجاع پرونده به شورای امنیت سخنی به میان نیامده است.
4)تفکر حجمی:علاوه بر وصل کردن نقاط روی سطح سعی می کند که مسائل را در عمق نیز بررسی کند.که می تواند بین دوره های مختلف زمانی پیوند برقرار سازد.این نوع بیان موضوع را تاریخمند می سازد و ما در خلال آن می توانیم جریان زمان را احساس کنیم.این نوع بیان زیز بیشتر از همه در گزارش های تفسیری انعکاس می یابد.متاسفانه در هیچ کجای از این خبر نشانی از این نوع بیان دیده نمی شود.و بیشتر محتوای خبر محدود شده است به تعویق رای گیری شورای امنیت در باره صدور قطعنامه در مورد ایران که با زبانی بسیار خوشبینانه به گزینش سخنان برخی از اعضای کم اهمیت سازمان ملل و یا آزانس پرداخته است که با توجه به دولتی بودن مالکیت روزنامه می تواند توجیه پذیر باشد.بیانی از نوع تفکر حجمی مستلزم توجه به فرایندها می باشد که زمانمندند در حالی که در این گزارش علت موضع گیری های کشورها را در مورد ایران بیان نمی دارد.به گزارشهای قبلی آزان توجهی نشده است.و یا تحریم های قبلی را مد نظر قرار نداده است.
5)تفکر فرا حجمی:این دیدگاه گذشته را به حال و آینده پیوند می زند وازمتغیرهای جاری را از زمان خود جدا ساخته و به فرا متغیرها می رسد.این امر قدرت آینده اندیشی و پیش بینی آیند را به ما می دهد.در این سطح ما به چرایی رخ دادن یک موضوع می پردازیم.این سطح از تحلیل نیاز به موشکافی و باز نگری عمیق تری به موضوع و مساله دارد.این نوع بیان به علت طولانی بودن آن در صورت درج در روزنامه در چند شماره بصورت متوالی درج می شوند که متاسفانه موارد آن در روزنامه های ایران بسیار نایاب می باشد. این سرمقاله نیز اصلا توجهی به این موضوع نداشته است.در این گزارش اصلا به نشست های قبلی و بعدی آزانس اشاره ایی نشده است و یا اینکه در صورت تصویب قطعنامه واکنش ایران چگونه خواهد بود و یا چگونه باید باشد؟تاثیر قطعنامه های قبلی چگونه بوده است؟عواقب صدور قطعنامه بر مردم چگونه است؟نقاط مثبت و منفی سیاست ها ی ایران در قبال این مساله کدام ها بوده است؟و...حتی در پایان مقاله یک نتیجه گیری کلی از موضوع مورد بررسی نیز به عمل نیامده است که این امر نمی تواند مورد مطلوب باشد.
منبع:سرمقاله روزنامه ایران تاریخ:۱۰|۱۲|۸۶
عليرضا مرادي هستم. دانش آموخته دکتری علوم ارتباطات اجتماعي دانشگاه تهران. در اين وبلاگ بيش از هر چيز بر مطالعات فرهنگی و رسانه نمرکز خواهم داشت و سعی خواهم کرد تا به معرفی این رشته دانشگاهی و مهمترین موضوعات و مسائل مربوط به آن بپردازم.